عز الدين حسينى زنجانى
101
معيار شرك در قرآن (فارسى)
نُورك وَ رَفَعْتهَم في مَلكوتك . . . ؛ آنان كسانى هستند كه تو خود ( خداوند ) آنان را برگزيدهاى و ويژگان در شناخت خود قرار دادهاى و از نور خود بر آنها لباس پوشاندهاى و درجاتشان را تا مقام ملكوت خويش بالا بردهاى و سپس امر فرمودهاى مردم از چنين درى ( به وسيله آنان ) به سوى تو آيند و آنها را وسيلههاى فيض قرار دادهاى . پس كسى كه اراده كند تا به سوى تو آيد ناگزير بايد از آنان شروع كند و آن كسى كه قصد قرب و نزديكى تو را دارد ، بايد به آنان رو آورد . امّا گواه طلبيدن شيخ بزرگوار - ايّده اللَّه تعالى - به آياتى كه در گذشته اشاره شد و خطبهاى در نهجالبلاغه و پارهاى از دعاها ، بايد گفت همهء آنها در جاى جاى خود صحيح امّا از موضوع مورد گفتوگوى ما خارج است ؛ زيرا معنا و برگشت همهء آنها به موضوع واحدى است و آن توسّل و تضرّع در مواردى مىباشد كه از طرف خداوند آن موارد نهى شده است و توسّل و رو آوردن به چيزى است كه در آنها اذن و اجازهاى از جانب پروردگار نرسيده ، بلكه توجّه و توسّل به آن چيزها سخت منع شده است و معناى آن چنين است : مشركان به زودى و در نهايت درجه پشيمان مىشوند ، آنگاه كه خود را به سبب رو كردن به آن بتها و به دليل تضرّع و توسّل در پيش آنها در عذاب مىبينند ، و همهء آنها « توجّه به غير خدا يا در برابر و عرض خدا » مىباشد . پس روشن مىشود كه معيار و ميزان اين نوع شرك ، توجّه و قبول چيزى است كه خداوند متعال رو كردن و توسّل به آن را اجازه نفرموده است .